تهران یعنی تو...... | بلاگ

تهران یعنی تو......

تعرفه تبلیغات در سایت

نوشته شده توسط  sadena  |  سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶  ساعت 14:30 

چند روزِ پیش به صورتِ اتفاقی یک رفیقِ شفیقِ دوران دانشجویی ام را تویِ بانک دیدم که مشغولِ پر کردنِ فرم واریز پول بود و تویِ یک دنیایِ دیگر سیر میکرد برای خودش....

کارش که تمام شد،جلو رفتم و گفتم:"بیینم بچه تهرون یه نهار افتخار میده مهمونِ ما بشه یا نه...؟"

چند ثانیه مکث کردتا یادش بیاد کیه و کجاست و من کیم،گفت:"بچه تهرون خاکِ پاته لوتی"

اون روز نهارُ دوتایی خوردیمُ از قدیما حرف زدیم....

ازم پرسید:چرا دیگه بعد لیسانست نیومدی تهرون؟

گفتم: تهرون واسه من همه جایِ همه جاش بویِ یکی پیـچیده که خاطره هاش مغزمو فلج میکنه....

من میگم ستارخان تو میگی آش من میگم اون....

میگم تجریش میگی امامزاده صالح من میگم اون....

میگم ولیعصــر تو میگی چارراه یا میدون؟من میگم اون...

تو میگی تهرون

من میگم اون...

یعنی منم نمیگم ها

خاطره هام میگــه "اون"...

حالا توقع داری با عهد و عیال و بچه هام پاشم بیام تهرون که تک تکِ دیوارایِ اون شهر بکوبه تو سرم و بگه"اون"...؟

 تو که میدونی چی کشیدم از اون شهر....

میدونی خاطره ها نمیمیرن

عشقِ لامذهب نمیمیره

آخه چرا میپرسی دیگه مسلمون....؟ 

 
...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 1:02