عزیز نداشته ام....

ساخت وبلاگ
مربوط به عزیز حرف ِ مربوط به نداشته حرف ام،
نمیدونم کجایی،نمیدونم چیکار میکنی حتی نمیدونم اسمت چیه!
ولی میخوام از همین تریبون بهت بگم من و امثالِ من زندگیِ روتینمونُ دوست داریم.
عادت کردیم صبح به صبح با صدای زنگ گوشی بیدار بشیم،
عادت کردیم واسه خواهر زاده یا برادر زاده مون هدیه های کوچیک بخریم و از خنده شون ذوق کنیم،
عادت کردیم قبل خواب اتفاقاتِ لبخند آمیزِ روز رو بنویسیم و از بدی ها فاکتور بگیریم،
بعدش چندساعت تا صبحُ بخوابیم،فقط بخوابیم!
عادت کردیم روزِ برفی با جمع دوستامون بریم بیرون و اون قدر خودمونُ بپوشونیم که هیچ جایی واسه پناه بردن به گرمای آغوش کسی نمونه
که آستینامون اون قدر بلند باشه نیازی نباشه به گرمای دست کسی...
که چشم انداز دنیامون فقط لبخند و گریه همین چند نفر مربوط به عزیز حرف خودمون باشه و چشممون هرجایی سوسو نزنه
ما این زندگیِ روتینُ دوست داریم.
اما وقتی تو بیای،دل بدی دل بگیری بعد دل بکنی دیگه هیچی مثل قبل نمیشه...
دیگه نه میشه ذوق کرد،نه میشه آخر شب خوبی ها رو نوشت،نه میشه خوابید نه حتی میشه روز برفی رفت بیرون..
اگه قراره بیای و بعد بگی "زندگیتُ بکن من از پیشت میرم" خب راستش من ترجیح میدم هیچوقت مربوط به نداشته حرف باشمت،
همون " مربوط به عزیز حرف ِ مربوط به نداشته حرف " بمون لطفا...

 

 

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 19:25

close
تبلیغات در اینترنت