نفرین به.....

ساخت وبلاگ
چکیده : قدیما هر وقت تو محل واسه بازی یار انتخاب میکردیم،همیشه یارهای قوی رو اون برمی داشت... می گفت با یار ... با عنوان : نفرین به..... بخوانید :

قدیما هر وقت تو محل واسه بازی یار انتخاب میکردیم،
همیشه یارهای قوی رو اون برمی داشت... می گفت با یار ضعیف نمیشه برد
همیشه وسط یه بازیه نابرابر بود...بازی که میدونست برنده‌اس بزرگ که شد باهمین فکر یار انتخاب کرد...
یکی که از همه نظر قوی بود...چهره...تحصیلات...وضعیت مالی...
شک نداشت که برای زندگیش بهترین یار رو انتخاب کرده
و هیچ مشکلی حریف زندگیش نمیشه...
چند باری از زندگیش برام گفته بود
گفته بود زندگیم پر از گل به خودیه ...پر از اشتباهاتی
که داره یه تیم قوی رو زمین میزنه...گفته بود هم دل نیستیم...هم فکر نیستیم...هر کدوم ساز خودمون رو میزنیم...
آخرین باری که دیدمش چهره‌اش مثل کسی بود که خیلی تلاش کرده ولی بازی رو باخته...همونقدر خسته و کلافه...
وقتی بهش گفتم چی شد که اینجوری شد
گفت:انتخاب دلم نبود ...واسه شرایطی که داشت انتخابش کردم...فکر میکردم کم کم عاشقش میشم و عاشقم میشه.
کم کم انتخابی که دلی نبوده ،دلی میشه،ولی نشد
چون دل آدمیزاد به زور وصله‌ی دل کسی نمیشه،حتی اگه یک عمر به اجبار کنار دل کسی بمونه...من قبول کردم که باختم.
نگاش کردم و گفتم خودت که باختی هیچ،یارتم باخت...ببین رفیق بعضی وقتها باختن ما باختن خیلیها میشه ...تو بازی های بچگیمون تیم قوی همیشه برنده میشد،ولی زندگی بازی بچه‌ها یست...تو زندگی هر چقدر هم که یارت قوی باشه اگه دلتون یکی نباشه می بازید....بد میبازید

 

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 14 دی 1397 ساعت: 21:57