بگذار کمی باهم حرف بزنیم به زور که نمیشود عاشق شد.... هیچ میدانی.... اعتبار سپیده دم به وسعت تاریکی است؟!.... و اعتبار عشق به وسعت آزادی؟!!... اگر در اوج آزادی خیانت نکردی عاشقی... اگر در عشقت عیبی ندیدی عاشقی گرگ و میش صبح... آخرین دم غروب.... میدانی چرا عاشقانه و دونفره ست؟ میدانی چرا غمگین و دلگیره؟ زیباییش از لحظه دیدار دو عاشق بی همتاست دلتنگیش از عشقی محال و کوتاه ست عشق روشنایی صبح به تاریکی شب. وقتی که در هم می پیچند و یکی در دیگری فنا میشه نه روشنایی عیبی در عشقش میبینه و نه تاریکی و نه هیچکدام به مرگ و نابودی فکر میکنند